یک روزی این عکس قراره جزء خاطرات من بشه. این 200 که اینجا میبیند روزهای زیادی +1000 بوده ... ساعت‌های زیادی چشمان من به خاطر خوندن متن‌های نه چندان کوتاه روی زمینه سفیدش سرخ شده و درد گرفته ... بارها کلی زحمت کشیدم تا 0 شده این عدد ...

بعد یه وقت‌هایی هم عددهای جالبی شده، چندبار 666 که شده، زودی رفتم یک مطلب دیگه هم خوانده‌ام که این عدد شیطانی را از بین ببرم!!!

خیلی وقت‌ها منتظر دیدن اسم یک وبلاگ توی صفحه Homeش بوده‌ام...

خیلی وقت‌ها تعجب کرده‌ام (و می‌کنم) از دیدن آدم‌هایی که بدون گودر (یا هر فیدخوان دیگر) وبلاگ‌گردی می‌کنند!

دیگه همین ... آقای گوگل تصمیم گرفته درش را تخته کند... "اصلا به درک!" یعنی در مقابل این عمل فقط همین یک جمله را می توانم بگویم، چون نمی‌توانم بفهمم این آقای گوگل که می‌خواهد همه دنیای ما را قبضه کند، چرا دارد بی‌خیال این یکی می‌شود؟!

 

و احتیاج به یک جانشین برایش داریم...