این شیطون استادِ این هست که از نواحی پنهان مغزت یه فکری رو بکشه بیرون و تا حسابی حالتو نگرفته هم ول‌کن نیست! البته شیطونِ من این شگرد رو داره، چون من اگه یه چیزی توی مغزم وول بخوره، عمرا بتونم نماز بخونم یا برم سر یه کاری که احتیاج به تمرکز داره!

خلاصه امروز از وقتی از خواب بیدار شدم (که به طور اتفاقی نزدیک اذان ظهر بود) نمی‌دونم از کدوم زوایای ذهنم یادم انداخت که میخواستم از سایت شف طیبه دستور درست کردن بیسکوییت رو پیدا کنم. اون هم در اثر جوگیر شدن به دنبال خوندن این پست مادرانه! میگم جوگیر شدن چون به معنای واقعی کلمه همین هست و دوستانی که افتخار آشنایی با منو دارن میدونن که من چی میگم!

خلاصه این شد که: شیطون عزیز + اینکه من میخواستم قبل نماز برم حموم = نزدیک سه ساعت علافی و کارگاه آشپزسازی گردی!

 

نتیجه اخلاقی : شیطونِ هرکس با توجه به ویژگی‌های شخصیتیش بهش حمله می‌کنه! پس شیطون شما رو از خودتون بیشتر میشناسه! پس سعی کنید خودتون رو بیشتر بشناسید که گولشو نخورید!

نتیجه اعتقادی: پس شاید به خاطر همینه که میگن قدم اول خداشناسی، خودشناسی هست.